Portal_background_image

يادداشت: پدر پير شهر را دريابيم

پدری در قالب بازاری کهن و ارزشمند که دعاکنان بار هویت، فرهنگ، اقتصاد و در یک کلام، جانمایه شهر را به دوش کشیده و آنرا به فرزند ایام که همانا اکنون و امروز است سپرده تا پاسدار آن باشد و مروج ارکان، نعمات و بزرگی های آن اما فرزند دوران نه تنها قدردان آن نیست بلکه به طرق مختلف رسم ناسپاسی را به جا می آورد.

«مهمان پیری شدم در دیاربکر که مال فراوان داشت و فرزندی خوبروی. شبی حکایت کرد مرا به عمر خویش بجز این فرزند نبوده است. درختی درین وادی زیارتگاه است که مردمان به حاجت خواستن آنجا روند. شبهای دراز در آن پای درخت برحق نالیده‌ام تا مرا این فرزند بخشیده است.

(اما من) شنیدم که (آن) پسر با رفیقان آهسته همی گفت: چه بودی گر من آن درخت بدانستمی کجاست تا دعا کردمی و پدر بمردی. 

خواجه شادی کنان که پسرم عاقل است و پسر طعنه زنان که پدرم فرتوت.»

این حکایت از گلستان سعدی، روایتی تلخ از روزگاری است که می توان آن را تشبیه به وضعیتی کرد که امروز بر بازار تاریخی اراک می رود.

پدری در قالب بازاری کهن و ارزشمند که دعاکنان بار هویت، فرهنگ، اقتصاد و در یک کلام، جانمایه شهر را به دوش کشیده و آنرا به فرزند ایام که همانا اکنون و امروز است سپرده تا پاسدار آن باشد و مروج ارکان، نعمات و بزرگی های آن اما فرزند دوران نه تنها قدردان آن نیست بلکه به طرق مختلف رسم ناسپاسی را به جا می آورد.

امروز مجموعه تاریخی بازار اراک توسط اداره کل میراث فرهنگی استان مرکزی از چهارجبهه در حال مرمت است اما با توجه به وضعیت اضطراری بازار و فرا رسیدن فصل بارندگی، این میزان مرمت کافی نیست. اگر همین میزان اقدامات را به 5 برابر وضعیت موجود رسانیم قطع به یقین می توان در مدت زمان کوتاهی، تمام بازار را مرمت، سراهای آن را احیا و کارکردهای فراموش شده آن را دوباره رونق بخشید. اما در وضعیت موجود،5 برابر کردن این اقدامات تنها در یک صورت ممکن است و آن انجام وظیفه  مفید 5 دستگاه و نهاد دخیل در وضعیت و آینده این مجموعه تاریخی است.

اداره کل میراث فرهنگی، اداره کل اوقاف ، شهرداری اراک، اداره کل راه و شهرسازی و هیات امنا   و کسبه بازار، دستگاه ها و نهادهایی هستند که هریک در این میان نقشی مشخص در حفظ و مرمت بازار دارند اما رصد اقدامات چند ساله گذشته 5 دستگاه و نهاد نامبرده حاکی از آن است که در این میان تنها اداره کل میراث فرهنگی است که در چارچوب وظایف خود بصورت مرتب عمل کرده و جالب آنکه همواره در مظان بیشترین انتقادها و گاها فشارها بوده است. البته انتقادها همواره از بن مایه دلسوزی و عِرق نسبت به این میراث اجدادی بوده و همواره هدایتگر عرصه مدیریتی اما در این میان لازم است دستگاه ها و نهادهای دیگر نیز وظایف خود را انجام دهند.

اداره کل اوقاف استان مرکزی به عنوان مالک بخش عمده ای از بازار، شهرداری به عنوان مدیریت شهری، اداره کل راه و شهرسازی به عنوان متولی بافت های فرسوده و تاریخی و هیات امنا بازار به عنوان کسبه ای که رزق و روزی خود را از بازار می برند در کنار اداره کل میراث فرهنگی به عنوان متولی حفظ بناهای تاریخی، هر یک وظایفی ذاتی و مشخص دارند که میبایست برای این رگ هویتی و اقتصادی شهر انجام دهند. 

در سال 92 طرحی تحت عنوان «طرح جامع مرمت بازار اراک» تهیه و تصویب شد که وظایف هریک از دستگاه ها را مشخص می کرد و بنا بر آن بود تا طی مدت زمان معین و با صرف مبلغی قریب به 22 میلیارد تومان کل این مجموعه مرمت و احیا شود تا مراحل ثبت جهانی آن طی شود که متاسفانه در مدت زمان گذشته این تنها اداره کل میراث فرهنگی استان بود که به وظایف خود عمل کرد اما از آن جایی که این طرح به یک هم پوشانی اجرایی، اعتباری و مدیریتی نیاز داشت، همواره از چند جهت لنگ می زد و هیچگاه عاقبت خیری نداشت. 

در سال 96 مبلغ 20 میلیارد ریال توسط سازمان میراث فرهنگی برای مرمت بازار در نظر گرفته شد که اگر در این میان ارکان مذکور دیگر نیز هر کدام تنها همین میزان بودجه را بصورت سالانه در نظر گرفته بودند، طی 2 سال مرمت کل بازار صورت می گرفت و مقدمات ثبت جهانی آن صورت می گرفت و از آن مهمتر آنکه امروز شاهد این وضعیت اسفناک بازار نبودیم.

با حسابی ساده می توان دریافت که اگر برآورد اجرای آن طرح در سال 92 مبلغ 22 میلیارد تومان بوده امروز بودجه بسیار بیشتری را باید برای این مهم صرف کرد چراکه وضعیت اقتصاد در این سال ها تغییراتی را داشته و مهمتر آنکه در همین 4 سالِ غفلت، وضعیت بازار بغرنج تر شده است.

گرچه باید متذکر شد که در این سال ها شهرداری اراک خرده اقداماتی را در خصوص حفظ وضعیت موجود انجام داده اما این درد را با درمانی کوتاه مدت دوا نیست و بیش از هر چیز امروز به انجام رسالت اجتماعی دستگاه ها و نهادها دخیل نیاز داریم تا بتوانیم قدردان این پدر پیر شهر باشیم در غیر اینصورت به گفته سعدی همان فرزندی خواهیم بود که سپاسگزار این پیر فرتوت نبوده و ناشکری به جا آورده ایم.

آنطور که در گذشته نیز عنوان کردم درج این خطوط به‌قلم نگارنده صرفاً دغدغه‌ای مدیریتی نبوده و نخواهد بود، بلکه وصف دلهره‌های سازمانی است که با توجه به داشته‌های اندکش نگرانی‌های فراوانی را با خود بر دوش می‌کشد.


دسته بندی

کارشناس روابط عمومی


    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

     

     
     

    دسترسی سریع

    مطالب ویژه


    اینفوگرافیک


    اقامتگاه های بوم گردی استان

    آخرین اخبار دفاتر همیاری




    آمار سایت

    • اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان مرکزی

      بازدیدهای امروز:1017


      بازدیدهای روز گذشته:4986


      بازدیدهای دو روز گذشته:5472


      تعداد کل اخبار:2163


      آخرین بروزرسانی:1397/08/26 10:36


    پیوندها